تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
منو کاربری
ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج
post


اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَ حَبیبِهِ؛ 
سلام بر ولى خدا و دوست او

اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَ نَجیبِهِ ؛ 
سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او

اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ 
سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده‌اش 

اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ 
سلام بر حسین مظلوم و شهید

اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ 
سلام بر آن بزرگوارى که به گرفتاری‌ها اسیر بود و کشته اشکِ روان گردید

اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ وَ صَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ الْفاَّئِزُ 
خدایا من به راستى گواهى دهم که آن حضرت ولىّ (و نماینده) تو و فرزند ولىّ تو بود و برگزیده‌ات و فرزند برگزیده‌ات بود که کامیاب شد

بِکَرامَتِکَ اَکْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ الْوِلادَةِ 
به بزرگداشت تو، گرامیش کردى به وسیله شهادت و مخصوصش داشتى به سعادت و برگزیدى او را به پاکزادى

وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَ ذآئِداً مِنْ الْذادَةِ 
و قرارش دادى یکى از آقایان (بزرگ) و از رهروان پیشرو و یکى از کسانى که از حق دفاع کردند

وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاَْنْبِیاَّءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِکَ مِنَ الاَْوْصِیاَّءِ 
و میراث‌هاى پیمبران را به او دادى و از اوصیائى که حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادى

فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ 
او نیز در دعوت مردم جاى عذر و بهانه‌اى (براى کسى) نگذارد و بی‌دریغ خیرخواهى کرد و جان خود را در راه تو داد

لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ باعَ حَظَّهُ بِالاَْرْذَلِ الاَْدْنى؛ 
تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانى و سرگردانى (در وادى) گمراهى و چنان شد که همدست شدند بر علیه آن حضرت کسانى که دنیا فریبشان داد.

وَ شَرى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الاَْوْکَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدّى فى هَواهُ 
و فروختند بهره (کامل و سعادت خود را) به بهاى پست ناچیزى و بداد آخرتش را در مقابل بهائى اندک و بى مقدار و بزرگى کردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون کردند،

وَاَسْخَطَکَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّکَ 
و تو و پیامبرت را به خشم آوردند 

وَ اَطاعَ مِنْ عِبادِکَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَ حَمَلَةَ الاَْوْزارِ 
و پیروى کردند از میان بندگانت آنانى را که اهل دو دستگى و نفاق بودند و کسانى را که بارهاى سنگین گناه به دوش مى‌کشیدند 

الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِکَ فى طاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ 
و بدین جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (که چنان دید) با شکیبائى و پاداش جوئى با آنها جهاد کرد تا خونش در راه پیروى تو ریخت و حریم مقدسش شکسته شد

اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً 
خدایا آنان را لعنت کن به لعنتى وبال دار و عذابشان کن به عذابى دردناک 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ سَیِّدِ الاَْوْصِیاَّءِ 
سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند آقاى اوصیاء

اَشْهَدُ اَنَّکَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَ مَضَیْتَ 
گواهى دهم که به راستى تو امانتدار خدا و فرزند امانت‌‌دار اویى سعادتمند زیستى و ستوده از دنیا رفتى

حَمیداً وَ مُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَکَ 
و گمگشته و ستمدیده و شهید درگذشتى و نیز گواهى دهم که خدا به راستى وفا کند بدان وعده‌اى که به تو داده، 

وَ مُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِاللهِ 
و به هلاکت رساند هر که را که دست از یاریت برداشت و عذاب کند کسى که تو را کشت و گواهی دهم که تو به خوبى وفا کردى به عهد خدا،

وَ جاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیکَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَکَ،

بقیه در ادامه مطلب


دیوار خوبی ها


امتحان نزدیک است!

 

اینقدر امتحان مهم است که از خواب و تفریح و غذا می‌زنی. اینقدر اضطراب و دلهره‌ی قبولی داری که موقع امتحان قلبت تپنده ترین قلب جهان می‌شود و آن لحظه از متوکل ترین و متوسل ترین افراد روی زمین می شوی و شروع به ذکر خواندن می‌کنی!

ترافیک امتحانات مختلف طوری بود که سه ماه درگیر بودی و حتی فرصت و حوصله نوشتن مطلب جدید را هم نداشتی!

اما افسوس و عجب از این آدم که چه امتحانهای بزرگ و طاقت فرسایی در راه دارد و بی خیالِ بی خیال سر در لاک خویش کرده و طی طریق می کند و خبر ندارد که هر ثانیه و هر نفس به امتحانی غیر قابل توصیف نزدیک می‌شود!

و چقدر تفاوت است از آسمان تا زمین میان این امتحان و آن امتحان بزرگ.

امتحان

تاریخ امتحان این دنیا معلوم است. آن اوایل که فکر می‌کنی فرصت خواندن داری و گاهی زرق و برق دنیا و زندگی تو را از خواندن کتاب باز می‌دارد چندان ناراحت نمی‌شوی و زندگی‌ات به طور عادی می‌چرخد، اما وقتی به دو سه روز آخر می‌رسی و شب امتحان فرا می‌رسد به تکاپو می‌افتی و تو را از نمی‌توانند از کتاب جدا کنند و شاید بتوانی از پسِ امتحان بر بیایی ولی باز دلت قرص و محکم نیست و دلهره موفقیت و شکست را داری.

ولی بدا به حال کسی که مهیا و آماده آن امتحان نشده باشد، آن امتحانی که هر لحظه نزدیک است و امکان دارد فرا رسد و تکرار شدنی نیست و کسی که مطلب آماده برای جواب دادن نداشته باشد ناراحتی‌اش ابدی است و هیچ فرصتی برای جبران نمی‌دهند!

سهل انگاری و کوتاهی در این امتحانات تو را هلاک نمی‌کند و اندوهی کوتاه مدت در پی دارد و چه بسا در نوبتهای بعد قابل جبران باشد. اما وای به حالت اگر در آن امتحان سهل انگاری کنی و مردود شوی! هیچگاه روی خوش نخواهی دید و هلاکت و نابودی و عذاب طولانی یا همیشگی در انتظارت خواهد بود.

چه شیرین است! چه شیرین و خوشایند است وقتی که متوجه شوی در این امتحان دنیایی قبول شده ای! یعنی شیرینیِ قبولی امتحان پس از مرگ هم قابل توصیف است؟

آماده شده ایم؟

قبر

وَاتَّقُوا یوْمًا لَا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیئًا وَلَا یقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا یؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ ینْصَرُونَ

و از آن روز بترسید که کسی مجازات دیگری را نمی‌پذیرد و نه از او شفاعت پذیرفته می‌شود؛ و نه غرامت از او قبول خواهد شد؛ و نه یاری می‌شوند. بقرة/48

یوْمَ یفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ. وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ. وَ صَاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ. لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یوْمَئِذٍ شَأْنٌ یغْنِیهِ. وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ. ضَاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ. وَ وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ عَلَیهَا غَبَرَةٌ. تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ. عبس/34-41

در آن روز که انسان از برادر خود می‌گریزد، و از مادر و پدرش، و زن و فرزندانش؛ در آن روز هر کدام از آنها وضعی دارد که او را کاملا به خود مشغول می‌سازد! چهره‌هائی در آن روز گشاده و نورانی است، خندان و مسرور است؛ و صورتهایی در آن روز غبارآلود است، و دود تاریکی آنها را پوشانده است.


عسل داخل شلغم ضد سرفه


شلغم های بزرگ رو خوب می شورم
و سرشون رو میبرم
و با یه قاشق کوچیک یا چاقو توشون رو گود می کنم
به طوری که دیواره هاش آسیب نبینه و پاره نشه
یه مقدار عسل داخلش می ریزم
میگذارم شب تا صبح عسل داخل شلغم بمونه
شلغم رو داخل طرفی میگذارم توی یخچال
وقتی شلغم آب انداخت و حجم عسل زیاد شد
اون عسل رو که با شلغم قاطی شده می خوریم
روزی سه بار در روز
مطمئن باشید که
یه درمان خوب برای سرفه است
عسل  شلغم





عسل در شلغم
شلغم در فصل زمستان رویش خوبی دارد و

این نشان می‌دهد فصل رویش هر میوه متناسب با خواص آن است،

زیرا شلغم تأثیر بسزایی در درمان سرماخوردگی دارد.


او منجـی انســان هـاست

بسم الله الرحمن الرحیم

 

او منجـی انســان هـاست

 

 

همه مشکلات مــــــا


ناشی از غیبت طولانی مولایمان


محبــوب دل هـا و منجی انســـان هـا


حضرت حجـة ابن الحسن العـسکـری المهــــدی(عج) است



یا وَجِیهَاً عِـندَاللهِ اِشفَــع لَنا عِـنـــدَالله

 

 

 

پس برای تعجیل در فرج مبارکشان زیاد دعا کنیم


 

 

برای سلامتی و خشنودی امـــام و مقتــــدا و مولایمان


 قائـم آل محمّـــــد (ص)

 

و برای تعجیل در فـــرج مبــــارکشان

  

دو رکعت نماز مخصوص و یکصد صلوات



حال فرگوسن چه طوره؟؟

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام


یه آدم سیاه پوست مرده! چیزی نیست که! بی خودی شلوغش میکنن!
نه که مهم نباشه ها ! برای ما مهمه! ولی برای سردمداران آمریکا که براشون فقط خودشون و اربابانشان اهمیت دارن زیاد مهم نیست!
آخه راستش اصلا وقت ندارن به این چیزها بپردازن! اونا کارهای واجب تری دارن! مثلا امنیت اسرائیل! کاری از این واجب تر وجود نداره!  مثلا اگر قرار باشه یکی از شهروندان آمریکایی امنیت اسرائیل را به خطر بندازه کشتن اون لازم میشه ! حالا اگه سیاه پوست باشه که دیگه واجبه!!!
این بنده خدایی که کشته شده هم ، حالا به هر حال اسلحه داشته دیگه! ممکن بوده با همون اسلحه بخواهد امنیت اسرائیل را تهدید کنه!
یکی دیگه از کارهای واجبی که دارن جلو گیری از رسیدن ایران به بمب اتم هست! حالا حتی اگه همه جهان هم بگن که ایران بمب اتم نمیخواهد ، اینا اصرا میکنن که " نه!! ایران دنبال بمب اتم هست! اصلا همین فردا میتونه یه دونه بسازه!!!" بهونس دیگه!! شاید این هم به امنیت اسرائیل مربوطه! شایدهم میترسن با بمب اتم فرگوسن را بزنیم! اون مربی را نمیگم ها!! شهر فرگوسن را میگم!! همون شهری که برای امنیتش کلی نیروی گارد ملی فرستادن که این تروریست های مستقر تو شهر - مردم را نمیگم ها!!- را سرکوب کنن! بالاخره امنیت فرگوسن هم مهمه دیگه!
راستی حال فرگوسن چه طوره؟ همون مربی را میگم! خدا کنه به وخامت حال شهر فرگوسن نباشه! آخه شنیدم حال فرگوسن خیلی بده!

این حقوق بشر هم انگار تو فرگوسن چندان اهمیتی نداره! فقط باید تو ایران برقرار باشه! اونم به سبک آمریکا ! یعنی هر کی را گفتند باید زندانی بشه ، زندانی بشه و هر کی را که گفتن آزاد بشه ، باید آزاد بشه!!

حال فرگوسن چه طوره؟



دانلود پاور پوینت فرقه شیرازی ها

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

امروز مطلبی دیدم درباره فرقه ضاله شیرازی ها
مطلب خیلی جامع و کامل بود . به طوری که نقاط تاریک ذهن من را هم درباره این فرقه روشن کرد
به همین دلیل تصمیم گرفتم این مطلب جامع را که در قالب یک فایل پاور پوینت به انضمام چند فیلم هست را در یک فایل فشرده قرار بدهم و در وبلاگ بگذارم.

این فایل را میتوانید با حج 112 مگا بایت از اینجا دانلود کنید.

توجه داشته باشید که برای اجرا و نمایش صحیحفیلم ها در پاور پوینت می بایست پوشه مربوطه را از حالت زیپ شده خارج کنید .

[ یکشنبه 93/9/9 ][ 11:4 عصر ][ سربازی در مسیر][صلوات][ نظرات (یک) ]

داستان جمعه 2

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

امروز صبح با یه صدای بلندی از خواب پریدم !
دیدم خیلی سرو صدا هست ! از اتاق که اومدم بیرون  دیدم پدرم لباس پوشیده و داره به طرف کوچه میدود!
داشتم میرفتم جلوی در که صدای جیغ مادرم را از کوچه شنیدم!
وقتی رسیدم به کوچه دیدم مادربزرگم افتاده روی زمین و همسایه ها دورش جمع شدن! اون طرف تر دیدم چند تا از گلدونهای مادر بزرگم وسط کوچه شکسته!
بعضی از همسایه ها با هم صحبت میکردن و از اتفاقی که افتاده بود میگفتن!
یکی رسید و از ماجرا پرسید. یکی از همسایه ها که همیشه با مادر بزرگم کوچه را آب و جارو میکنن قصه را شرح داد!
" بی وجدانها همه گلدونها را شکستن! اینا رحم ندارن! اینا مسلمون نیستن! خدا لعنتشون کنه!...."
بعد از چند دقیقه مادربزرگم را آوردیم تو خونه و من داشتم گریه میکدم .
بعد از اینکه حال مادر بزرگم بهتر شد رفتم تو اتاقش و ازش پرسیدم :
چی شده مادر بزرگ؟
مادر بزرگم من را آورد نزدیک خودش و پیشونیم را بوسید و گفت : چیزی نیست عزیزم . حالم خوبه
گفتم : مادر بزرگ ! شنیدم گلدوناتون را شکستن؟
گفت : آره عزیزم.
گفتم اونا کی بودن؟؟واسه چی اون کار را کردن؟
گفت : عزیزم! بعضی ها دوست ندارن که امام زمان بیاد! برای همین هم این کارها را میکنن! تا میبینن یه عده ای آماده شدن از امام زمان پذیرایی کنن این کارها را میکنن!
مادرم اومد تو اتاق و دست من را گرفت با خودش برد بیرون و گفت مامان بزرگ باید استراحت کنه.
من فکر کنم اینایی که این کار را کردن همون ادم بدایی هستن که بقیه امام ها را هم شهید کردن!

داستان من و مادر بزرگ

تصویر تزئینی است.


زیارتنامه ها

شهدای دستگردقداده

شهدای دستگردقداده اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر تو اى فرزند امیر مؤ منان و فرزند آقاى اوصیاء

شهدای دستگردقدادهاَلسَّلامُ عَلى رَسوُلِ اللّهِ اَلسَّـــلامُ عَلى نَبِىِّ اللّهِ اَلسَّـــلامُ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللّهِ اَلسَّلامُ عَلى اَهْلِ بَیْتِهِ الطّاهِـــــــــــرین

سلام بر رسول خدا سلام بر پیامبر خدا سلام بر محمد بن عبداللّه سلام بر خاندان پاکش

 


مهدیا

 سر عاشق شدنم لطف طبیبانه ی توست/ور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجا

    کاش در نافله ات نام مرا هم ببری /که دعای توکجا عبد گنه کار کجا


ليست صفحات
تعداد صفحات : 52
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران