
- زمان انتشار: سهشنبه 06 آبان 1393 - downloadha95
- نظرات(0)
- زمان انتشار: سهشنبه 06 آبان 1393 - downloadha95
- نظرات(0)

قدیما شبا تو بالا پشت بوم میخوابیدیم و ستاره ها رو می شمردیم
ودلمون به وسعت یه آسمون بود.
این روزها چشم میندازیم به سقف محقر اطاقمون و
گرفتاریامون رو می شمریم!
قدیما یه تلویزیون سیاه و سفید داشتیم و یه دنیای رنگی،
این روزا تلویزیونای رنگی و سه بعدی و یه دنیای خاکستری!
قدیما اگه نون و تخم مرغ تموم میشد راحت می پریدیم و
زنگ همسایه رو هر ساعتی از شبانه روز می زدیم و
کلی باهاش می خندیدیم,
این روز ها اگه همزمان در واحد اونا باز شه بر میگردیم
تا که مجبور نشیم باهاش سلام علیک کنیم!
قدیما از هر فرصتی استفاده می کردیم که با دوستان و فامیل
ارتباط داشته باشیم چه با نامه چه کارت و چه حضوری.
این روزها با "اسمارت فونامون" هم ارتباط با هم نداریم!!!
قدیما خیلی چیزا کم بود و دلمون گنده بود، این روزها
خیلی چیزا هست ولی از دل، کوک خبری نیست!!!
قدیما تو قدیما موند...
کاشکی با پیشرفت امروز، حالمون پس نمی رفت،
- زمان انتشار: سهشنبه 06 آبان 1393 - downloadha95
- نظرات(0)
سلام ما به محرم، به غصه و غم مهدی...
به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی....
سلام ما به محرم، به شور و حال و عیانش.....
سلام ما به حسین و به اشک سینه زنانش.....
" التماس دعا "
- زمان انتشار: سهشنبه 06 آبان 1393 - downloadha95
- نظرات(0)
- زمان انتشار: دوشنبه 05 آبان 1393 - downloadha95
- نظرات(0)
- زمان انتشار: دوشنبه 05 آبان 1393 - downloadha95
- نظرات(0)
- زمان انتشار: دوشنبه 05 آبان 1393 - downloadha95
- نظرات(0)
- زمان انتشار: یکشنبه 04 آبان 1393 - downloadha95
- نظرات(1)
بسم رب الزهرا
عطر سیب حرمت در همه جا پیچیده
شده دیوانه ی تو هر که حرم را دیده
آه ! چشمان زمین باز کمی نمناک است
آسمان نیمه ی شب در غم تو باریده
تیغ خنجر همه ی عمر شده شرمنده
که چرا حنجر خونین تو را بوسیده
لاله ای پرپر و بی تاب به خاک افتاده
غمش این است که دور از حرمت روئیده
ما که از کودکی اینگونه حسینی شده ایم
مهر زهرا و علی بر دلمان تابیده
میشوم لحظه به لحظه به محرّم نزدیک
عطر سیب حرمت در همه جا پیچیده

- زمان انتشار: یکشنبه 04 آبان 1393 - downloadha95
- نظرات(0)
بسم رب الزهرا
حسین ! نام تو را بر دلم نوشت خدا
مخواه تا که دلم گردد از غم تو رها
مگیر غصّه ی شش گوشه و حرم را نه !
تمام دلخوشی ام هست یاد کرب و بلا
چه می شود که شبی دعوتم کنی ارباب
به گوشِ دل تو بگویی که وقتش است بیا
کبوتر قفسم ، بال و پر نمی دهی ام ؟
که گِرد گنبد عبّاس پَر دهم جان را
تو را به فاطمه سوگند دعوتم کن تا
بخوانم از تو و از روضه های عاشورا

- زمان انتشار: یکشنبه 04 آبان 1393 - downloadha95
- نظرات(0)










